شنبه2اردیبهشت 91
.gif)
دیروز قرار بود با آژانس بریم خونه.ساعت 3 اومدم مهد و تو رو از خاله رویا تحویل گرفتم . هوا خیلی خوب بود. باهم تو حیاط مهد بازی کردیم. تاب بازی کردی و یه عالمه خوش گذروندی. اینم چند تا عکس که من با مشقت فراوان ازت گرفتم.


ساعت 4 خونه رسیدیم. خواستم بهت عدسی بدم نخوردی و همش دوست داشتی بازی کنی. کلی باهم دیگه بازی کردیم . حدود ساعت 7 خوابیدی. بابایی دیر اومد. وقتی بابا اومد کلی ذوق کردی. شام خوردیم بعد با بابایی بازی کردی و ساعت 11:45 خوابیدیم.البته به ظاهر... با اینکه این شب ها خیلی به خاطر بی خوابی هات اذیت میشم ولی از اینکه تو رو دارم خوشحالم و خدا رو شکر می کنم.
عزیزم دوستت دارم و عاشق چشمای نازتم!


















مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



شنبه2اردیبهشت 91
